خیلی از ترانه های جمشید خوشم میاد… ترانه هاشو در حد امید و معین دوست دارم! اما نه به اندازه ابی ، داریوش یا سیاوش قمیشی!!!

این ترانه ی روز منه، خیلی ازش خوشم میاد البته آلبوم اولین نگاه جمشید خیلی خوب از آب دراومده… همینجا ازش تشکر میکنم
ادامه مطلب را بخوانید »
زمان: چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۷ | توسط : فرحان دبیرزاده | موضوع : موسيقي | نظرات: ۷ نظر
دیگه رفتم
از خیالت
به یاد تو…
به یاد تو…
چه روز و شبهایی به پات نشستم
خاطره های نازمو من برات نوشتم
بریدی حالا دیگه از من و این دل تنها
حلقه ای که گذاشتی یه روز به دستام
من شبها…
به یاد تو…
اشکامو می ریزم روی گونه هام
دلتنگم…
از عشقت…
میدونی که من بی تو دیگه تنهام
گفتی که حتی لحظه ی آخر
دوست دارم من تا بی نهایت
ولی ثابت کردی که پوچ اون حرفات
حلقه ای که گذاشتی توی دستام
گفتی به یاد تو زنده هستم
دو به شک بودم منو دوست داری یا نه
روز و شب و شب و روز اشک ریختم به پات
رفتی و خاطراتو سپردم به باد
نقشه هام با تو همه نقش بر آب شد
کلبه ی عشقمون چه زود خراب شد
حلقه ی یادگاری نیست دیگه دستم
قاب عکس رو طاقچه رو زدم شکستم
در دلو رو به تو و عشق تو بستم
رفتی که نیای
آخه درست بود حدسم
دیگه رفتم…
از خیالت…
دیگه نیا دنبال این دل ساده…
برو که…
قیدتو زدم…
برو که ارزشت همین بوده…
گفتی که حتی لحظه ی آخر
دوست دارم من تا بینهایت
ولی ثابت کردی که پوچ اون حرفات
حلقه ای که گذاشتی توی دستام
گفتی به یاد تو زنده هستم
دو به شک بودم منو دوست داری یا نه
دیگه رفتم…
از خیالت…
دیگه نیا دنبال این دل ساده…
برو که قیدتو زدم…
برو که ارزشت همین بوده…
… ارزشت همین بوده
خواننده : ندیم
شاید خیلیها بگن این شعر قدیمی شده… اما همونطوری که گفتم “بعضی شعرها حرف دل خودمونند” فکر نمیکنم نیازی به توضیح بیشتری باشه! آخه اونایی که منو میشناسند و همیشه به وبسایتهام (مخصوصا این سایت) سرک میزنند از داستان من کم و بیش خبر دارند… ترانه “رویای آبی” از هاتف

متن ترانه + فایل MP3 همین ترانه برای دانلود در ادامه مطلب قرار داده شده است.
ادامه مطلب را بخوانید »
زمان: چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۷ | توسط : فرحان دبیرزاده | موضوع : موسيقي | نظرات: ۲ نظر
پرسه در خاک غریب پرسه ی بی انتهاست
هم گریز غربتم زادگاه من کجاست
تو شبای پرسه ی دلواپسی که می خوام دنیارو فریاد بزنم
به کدوم لهجه ترانه سر کنم
به کدوم لهجه تورو داد بزنم
گم و گیج و تلخ و بی گذشته ام
توی شهری که پناه داده به من
از کدوم طرف میشه بهم رسید
همه کوچه ها به غربت می رسن
تو کدوم پس کوچه اولین سلام
گنبد سبزو پر از ترانه کرد
تو کدوم محله واپسین وداع
غزلای عشقو غمگنانه کرد
کوچه ها و خونه ها محله ها
اینجا دفترچه های بی خاطره ان
برام از خاطره سنگری بساز
بید بی ریشه رو شنباد می بره
نسل بی گذشته رو خاک غریب
مثل شخم کهنه از یاد می بره
می خوام از باغچه سبز اونروزا
سبد خاطره هامو پرکنم
می خوام از عطر دوباره گم شدن
شهر سالخوردگیامو پر کنم