زندگی: من فرصتی مغتنم برای بودنم
تو اژدهایی مترصد بلعیدن
مرگ: من اغازی به آرامش ابدیم
تو آغازی به آلام دنیوی
زندگی: من خالق یک لحظه شیرین عاشقانه ام
توجابری که دریغ از این لحظه نداری
مرگ: تو تحمیل ناخواسته ی گریبانگیر بشریتی
من منتخب آنها برای رهایی از تو
زندگی: تو فاجعه انفصال عاشق و معشوقی
من فرصت دوباره باهم بودنشان
مرگ: تو بار سنگین اجباری برای زجر کشیدن
من جرثومه ای برای گریز از این وادی
زندگی: تو اشک مادر داغدیده ای
من اشک شوق دیدار فرزند مفقود الاثر
مرگ: تو تولد کودک نامشروع دو بی خانمانی
من گریزی برای رهایی از این مخمصه
زندگی: من لبخند زیبای یک نو مادرم
تو خلوت تنهایی یک زوج عاشق
مرگ: من پایان ناله های یک پیرمرد زمینگیرم
تو اصراری زجرالود به بودن او
زندگی: من مصور یک بوسه ء شیرین عاشقانه ام
تو قطره اشک یک عاشق در هجران معشوق
مرگ: تو چشم نظاره گر شکنجه های یک شکنجه گری
من تیر خلاصی از این عذاب
زندگی: من عفو یک پدر داغدیده ام
تو سنگسار یک زن به جرم عاشق بودن
مرگ: من خط بطلان به وجود پس از مرگ معشوقم
تو جزای جرم زندگی بدون او
زندگی: من نگاه نوازشگر یک پریزاده ام
تو خلوت سرد تنهایی
مرگ: من فرصت گرم انتقامم
تو انتظار بیهوده یک مادر ناباور
زندگی: من نقطه اوج عروج یک انسانم
تو نزول او به پستترین جای ممکن
مرگ: ……………………………….!!!
منبع: کمی آهسته تر
زمان: پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۷ | توسط : فرحان دبیرزاده | موضوع : اجتماعی | نظرات: یک نظر
چهل روز گذشت که خسرو شکیبایی برای همیشه ما را با خاطرههای «هامون»، «پری»، «کیمیا»، «یکبار برای همیشه»، «سارا» تنها گذاشت و مسافر «اتوبوس شب» شد.
روایت خسرو شکیبایی از خسرو شکیبایی را با هم میخوانیم:
خسرو شکیبایی، زاده خاک پاک تهرون، بزرگ شده بازارچه قناتآباد، مخلص تمام عاشقای ایرون و همین حالای ایرون. متولد هفتم فروردین ۱۳۲۳ …
ادامه مطلب را بخوانید »
دیدم سالگرد حسین پناهی شده و من هنوز مطلبی در موردش توی سایت نذاشتم! تصمیم گرفتم که چند تا از اشعار و همینطور بیوگرافی این هنرمند رو هم توی سایت بذارم.

حسین پناهی دژکوه در ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهرستان کهگیلویه (دهدشت-سوق)در استان کهکیلویه و بویراحمد متولد شد.
ادامه مطلب را بخوانید »
مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید . تا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید.(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)
ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.

چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید
به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند
سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید. انگشت شصت نمایانگر والدین است. انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی میمیرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.
لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند . این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.
اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.
انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند.
عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.
شصت نشانه والدین است
انگشت دوم خواهر و برادر
انگشت وسط خود شما
انگشت چهارم همسر شما
و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است
زمان: چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ | توسط : فرحان دبیرزاده | موضوع : اجتماعی | نظرات: یک نظر