به قول حسین پناهی: بی تو نه بوی خاک نجاتم داد… نه شمارش ثانیه ها تسکینم… چرا صدایم کردی؟ چرا…؟
اینو تقدیم میکنم به یکی از بهترین دوستانم چونکه میدونم از این شعر خیلی خوشش میاد…
این ترانه سیاوش قمیشی رو هم بهش تقدیم میکنم…
ادامه مطلب را بخوانید »
زمان: دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۷ | توسط : فرحان دبیرزاده | موضوع : اجتماعی , موسيقي | نظرات: ۳ نظر
واسه پر کشیدن من
خواستی آسمون نباشی
حالا پر پر میزنم تا
همیشه آسوده باشی
دیگه نه غروب پاییز
رو تن لخت خیابون
نه به یاد تو نشستم
زیر قطره های بارون
واسه من فرقی نداره
وقتی آخرش همینه
وقتی دلتنگی این خاک
توی لحظه هام میشینه
تو میری شاید که فردا
رنگ بهتری بیاره
ابر دلگیر گذشته
آخرش یه روز بباره
ولی من میمونم اینجا
با دلی که دیگه تنگه
میدونم هرجا که باشم
آسمون همین یه رنگه