Wordpress Themes

سوتی مشتریان مایکروسافت…

فک کردین فقط توی ایران خیلیهای از کامپیوتر هیچی نمیدونند؟ نخیر…! اینجوری ها هم نیست! در زیر مکالمات ضبط شده توسط مرکز مشاوره شرکت مایکروسافت رو مشاهده میکنید… اینها بخشی از سوتی هایی هست که مشتریان هنگام تماس با مرکز مشاوره داده اند… جالبه بخونیدشون!

۱
مرکز مشاوره : چه نوع کامپیوتری دارید؟
مشتری : یک کامپیوتر سفید…

۲
مشتری : سلام، من «سلین» هستم. نمی تونم دیسکتم رو دربیارم
مرکز : سعی کردین دکمه رو فشار بدین؟
مشتری : آره، ولی اون واقعاً گیر کرده
مرکز : این خوب نیست، من یک یادداشت آماده می کنم…
مشتری : نه … صبر کن … من هنوز نذاشتمش تو درایو … هنوز روی میزمه .. ببخشید …

۳
مرکز : روی آیکن My Computer در سمت چپ صفحه کلیک کن.
مشتری : سمت چپ شما یا سمت چپ من؟

۴
مرکز : روز خوش، چه کمکی از من برمیاد؟
مشتری : سلام … من نمی تونم پرینت کنم.
مرکز : میشه لطفاً روی Start کلیک کنید و …
مشتری : گوش کن رفیق؛ برای من اصطلاحات فنی نیار! من بیل گیتس نیستم، لعنتی!

۵
مشتری : سلام، عصرتون بخیر، من مارتا هستم، نمی تونم پرینت بگیرم. هر دفعه سعی می کنم میگه : «نمی تونم پرینتر رو پیدا کنم» من حتی پرینتر رو بلند کردم و جلوی مانیتور گذاشتم ، اما کامپیوتر هنوز میگه نمی تونه پیداش کنه…

۶
مشتری : من توی پرینت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم…
مرکز : آیا شما پرینتر رنگی دارید؟
مشتری : نه.

۷
مرکز : الآن روی مانیتورتون چیه خانوم؟
مشتری : یه خرس Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خریده.

۸
مرکز : و الآن F8 رو بزنین.
مشتری : کار نمی کنه.
مرکز : دقیقاً چه کار کردین؟
مشتری : من کلید F رو ۸ بار فشار دادم همونطور که بهم گفتید، ولی هیچ اتفاقی نمی افته…

۹
مشتری : کیبورد من دیگه کار نمی کنه.
مرکز : مطمئنید که به کامپیوترتون وصله؟
مشتری : نه، من نمی تونم پشت کامپیوتر برم.
مرکز : کیبوردتون رو بردارید و ۱۰ قدم به عقب برید.
مشتری : باشه.
مرکز : کیبورد با شما اومد؟
مشتری : بله
مرکز : این یعنی کیبورد وصل نیست. کیبورد دیگه ای اونجا نیست؟
مشتری : چرا، یکی دیگه اینجا هست. اوه … اون یکی کار می کنه!

۱۰
مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد ۷ هست.
مشتری : اون ۷ هم با حروف بزرگه؟

۱۱
یک مشتری نمی تونه به اینترنت وصل بشه…
مرکز : شما مطمئنید رمز درست رو به کار بردید؟
مشتری : بله مطمئنم. من دیدم همکارم این کار رو کرد.
مرکز : میشه به من بگید رمز عبور چی بود؟
مشتری : پنج تا ستاره.

۱۲
مرکز : چه برنامه آنتی ویروسی استفاده می کنید؟
مشتری : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتی ویروس نیست.
مشتری : اوه، ببخشید… Internet Explorer

13
مشتری : من یک مشکل بزرگ دارم. یکی از دوستام یک Screensaver روی کامپیوترم گذاشته، ولی هربار که ماوس رو حرکت میدم، غیب میشه!

۱۴
مرکز : مرکز خدمات شرکت مایکروسافت، می تونم کمکتون کنم؟
مشتری : عصرتون بخیر! من بیش از ۴ ساعت برای شما صبر کردم. میشه لطفاً بگید چقدر طول میکشه قبل از اینکه بتونین کمکم کنید؟
مرکز : آآه..؟ ببخشید، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتری : من داشتم توی Word کار می کردم و دکمه Help رو کلیک کردم بیش از ۴ ساعت قبل. میشه بگید کی بالاخره کمکم می کنید؟

۱۵
مرکز : چه کمکی از من برمیاد؟
مشتری : من دارم اولین ایمیلم رو می نویسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلی وجود داره؟
مشتری : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوری دورش دایره بذارم؟

منبع: ویتامین

mohandes Delicious

ماکروسافت پس از بیل گیتس

رمز موفقیت مایکروسافت همواره در این بوده که کارکنان آن آینده تکنولوژی را دیده و آن را به عمل در می‌آوردند. مثال بارز آن همین آقای اوزی است. پر واضح است که با وجود اشخاصی مانند او همچنان روح خلاق در مایکروسافت جاری خواهد بود و همچنان این شرکت به تولید نرم‌افزارهایی که همگان مجبور به استفاده از آن باشند ادامه خواهد داد.

حتما شما هم خبر را شنیده‌اید . . . بله بیل گیتس از مقام اجرایی خود در مایکروسافت کناره‌گیری کرد و به همسرش در بنیاد خیریه «بیل و ملیندا گیتس» برای مقابله با بیماری‌های خطرناک در دنیا و کمک به کشورهای فقیر در حوزه‌های مرتبط با فناوری پیوست.

نمی‌دانم این خبر خوبی است یا یک خبر ناخوشایند؟! بسیاری از کارشناسان پیش‌بینی کرده‌اند که با رفتن بیل گیتس از مایکروسافت روند رشد این شرکت رو به زوال خواهد گرایید. حتی یکی از خبرنگاران خبره حوزه فناوری اطلاعات در دنیا دو هفته قبل پیش‌بینی کرد که وضع مایکروسافت به حدی بحرانی خواهد شد که بیل گیتس پس از دو سال دوباره به مایکروسافت باز خواهد گشت!

ادامه مطلب را بخوانید »

mohandes Delicious

تاریخچه هات میل، اولین سرویس ایمیل تحت وب

هات میل رو که حتما می شناسید. همان سرویس ایمیل تحت وب معروف ماکروسافت. اما این سرویس در ابتدا توسط ۲ نفر آغاز شد که مصاحبه کتاب با یکی از موسسان این استارتاپ به نام sabeer bhatia است. او می گوید که تا آن زمان هیچ شرکتی ایمیل تحت وب ارائه نمی کرد و ظاهرا هیچ کسی هم اعتقادی به این امر نداشته. او پس از نوشتن بیزنس پلان با همکار قدیمیش موضوع ایده رو مطرح می کنه و سپس او نیز به این استارتاپ می پیوندد و دو نفری شروع به کار بر روی هات میل می کنند. مساله بسیار جالب اینجاست که چون او از لو رفتن ایده اش می ترسیده به خصوص از شرکت نت اسکیپ که دارای سرورهای پر قدرت بوده اند و تا حدی روی مساله ایمیل مانور می داده اند، مجبور می شده که وقتی میره پیش سرمایه گذاران ایده رو چیز دیگری مطرح کنه که اگر به توافق نرسیده با سرمایه گزار یا مشکل دیگری پیش آمد، ایده لو نرود! و جالبه که به همین طریق می تونن مبلغ ۳۰۰ هزار دلار به عنوان اولین سرمایه گزاری دریافت کنند!

مساله جالبه دیگر اینه سرمایه گذار اولیشون وقتی ایده به ظاهر اصلی رو می شنوه به اونها این مبلغ رو پیشنهاد می کنه و چون اونا نمی پذیرن و می رن که با بقیه سرمایه گذارها صحبت کنند، شرکت سرمایه گذار اولی به بقیه میگه که این ایده به درد نمی خوره و روش سرمایه گذاری نکنن. این طوری این دو جوان رو مجبور می کنند که چون کس دیگری پیشنهاد سرمایه گذاری نمی ده، برگردن پیش همینها و به اون مبلغ راضی بشند. گاهی اوقات سرمایه گذارها نامردی می کنند.

ادامه مطلب را بخوانید »

mohandes Delicious