خیلی از ترانه های جمشید خوشم میاد… ترانه هاشو در حد امید و معین دوست دارم! اما نه به اندازه ابی ، داریوش یا سیاوش قمیشی!!!

این ترانه ی روز منه، خیلی ازش خوشم میاد البته آلبوم اولین نگاه جمشید خیلی خوب از آب دراومده… همینجا ازش تشکر میکنم
ادامه مطلب را بخوانید »
زمان: چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۷ | توسط : فرحان دبیرزاده | موضوع : موسيقي | نظرات: ۷ نظر
نمیدونم… شاید مجبور بشم یک وبلاگ جدا از این وبلاگ آماده کنم که متن ترانه ها و شعرها رو اونجا بنویسم. چونکه خودم احساس بدی دارم وقتی مثلا بین دو مبحث آی تی یک متن ترانه قرار بدم… نمیدونم.
امروز سه ترانه برتر از ابی انتخاب کردم… البته بهم حق بدید که خیلی سخت باشه ولی من اینکارو کردم! ترانه قشنگ زیاد داره البته من معتقدم سیاوش قمیشی در مجموعه ترانه های پرمعنی تری رو داره.
بگذریم… ترانه های این مطلب: ۱ - گریمون هیچ، خنده مون هیچ ۲ - راز همیشگی شدن ۳ - کوه یخ
ادامه مطلب را بخوانید »
زمان: شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۷ | توسط : فرحان دبیرزاده | موضوع : موسيقي | نظرات: یک نظر
نمیدونم چی شد که نتونستم از این ترانه هم بگذرم، این پستهای آخریم همش ترانه بودند، شاید بخاطر اینه که احساسات خودمو منتقل کردم! نمیدونم!! اما همونطور که میدونید آلبوم شب نیلوفری به عنوان بهترین آلبوم موسیقی تاریخ موسیقی ایران شناخته شده است. این ترانه “درخت” نیز یکی از بهترین ترانه های این آلبومه که از نظر من یک مفهوم عمیق و دو رابطه ای داره، بسیار معنی داره، من که واقعا لذت میبرم ازش…
توی تنهایی یه دشت بزرگ
که مثل غربت شب بی انتهاست
یه درخت تن سیاه سربلند
آخرین درخت سبز سر پاست
رو تنش زخمه ولی زخم تبر
نه یه قلب تیر خورده نه یه اسم
شاخه هاش پراز پر پرنده هاست
کندوی پاک دخیل و تلسم
چه پرنده ها که تو جاده کوچ
مهمون سفره ی سبز اون شدن
چه مسافرا که زیر چتر اون
به تن خستگی شون تبر زدن
تا یه روز تو اومدی بی خستگی
با یه خورجین قدیمی قشنگ
با تو نه سبزه نه آینه بود نه آب
یه تبر بود با تو با اهرم سرد
اون درخت سربلند پر غرور
که سرش داره به خورشید می رسه منم منم
اون درخت تن سپرده به تبر
که واسه پرنده ها دلواپسه منم منم
من صدای سبز خاک سربی ام
صدایی که خنجرش رو به خداست
صدایی که توی بهت شب دشت
نعره ای نیست ولی اوج یک صداست
رقص دست نرمت ای تبر به دست
با هجوم تبر گشنه و سخت
آخرین تصویر تلخ بودنت
توی ذهن سبز آخرین درخت
حالا تو شمارش ثانیه ها
کوبه های بی امون تبره
تبری که دشمن همیشه
اون درخت محکم و تناوره
من به فکر خستگیهای پر پرندهام
تو بزن تبر بزن
من به فکر غربت مسافرام
آخرین ضربه رو محکمتر بزن
من به فکر خستگیهای پر پرندهام
تو بزن تبر بزن
من به فکر غربت مسافرام
آخرین ضربه رو محکمتر بزن
زمان: دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷ | توسط : فرحان دبیرزاده | موضوع : اجتماعی , موسيقي | نظرات: ۲ نظر