Wordpress Themes

سه ترانه برتر ابی

نمیدونم… شاید مجبور بشم یک وبلاگ جدا از این وبلاگ آماده کنم که متن ترانه ها و شعرها رو اونجا بنویسم. چونکه خودم احساس بدی دارم وقتی مثلا بین دو مبحث آی تی یک متن ترانه قرار بدم… نمیدونم.

امروز سه ترانه برتر از ابی انتخاب کردم… البته بهم حق بدید که خیلی سخت باشه ولی من اینکارو کردم! ترانه قشنگ زیاد داره البته من معتقدم سیاوش قمیشی در مجموعه ترانه های پرمعنی تری رو داره.

بگذریم… ترانه های این مطلب: ۱ - گریمون هیچ، خنده مون هیچ  ۲ - راز همیشگی شدن  ۳ - کوه یخ

ادامه مطلب را بخوانید »


درخت تنها

نمیدونم چی شد که نتونستم از این ترانه هم بگذرم، این پستهای آخریم همش ترانه بودند، شاید بخاطر اینه که احساسات خودمو منتقل کردم! نمیدونم!! اما همونطور که میدونید آلبوم شب نیلوفری به عنوان بهترین آلبوم موسیقی تاریخ موسیقی ایران شناخته شده است. این ترانه “درخت” نیز یکی از بهترین ترانه های این آلبومه که از نظر من یک مفهوم عمیق و دو رابطه ای داره، بسیار معنی داره، من که واقعا لذت میبرم ازش…

توی تنهایی یه دشت بزرگ
که مثل غربت شب بی انتهاست
یه درخت تن سیاه سربلند
آخرین درخت سبز سر پاست

رو تنش زخمه ولی زخم تبر
نه یه قلب تیر خورده نه یه اسم
شاخه هاش پراز پر پرنده هاست
کندوی پاک دخیل و تلسم

چه پرنده ها که تو جاده کوچ
مهمون سفره ی سبز اون شدن
چه مسافرا که زیر چتر اون
به تن خستگی شون تبر زدن

تا یه روز تو اومدی بی خستگی
با یه خورجین قدیمی قشنگ
با تو نه سبزه نه آینه بود نه آب
یه تبر بود با تو با اهرم سرد

اون درخت سربلند پر غرور
که سرش داره به خورشید می رسه منم منم
اون درخت تن سپرده به تبر
که واسه پرنده ها دلواپسه منم منم

من صدای سبز خاک سربی ام
صدایی که خنجرش رو به خداست
صدایی که توی بهت شب دشت
نعره ای نیست ولی اوج یک صداست

رقص دست نرمت ای تبر به دست
با هجوم تبر گشنه و سخت
آخرین تصویر تلخ بودنت
توی ذهن سبز آخرین درخت

حالا تو شمارش ثانیه ها
کوبه های بی امون تبره
تبری که دشمن همیشه
اون درخت محکم و تناوره

من به فکر خستگیهای پر پرندهام
تو بزن تبر بزن
من به فکر غربت مسافرام
آخرین ضربه رو محکمتر بزن

من به فکر خستگیهای پر پرندهام
تو بزن تبر بزن
من به فکر غربت مسافرام
آخرین ضربه رو محکمتر بزن


صدام کردی، صدام کردی، نگو نه!

تو از متن کدوم رویا رسیدی
که تا اسمت رو گفتی شب جوون شد
که از رنگ صدات دریا شکفت و
نگاه من پر از رنگین کمون شد

تو از خاموشی دلگیر رویا
صدام کردی صدام کردی دوباره
صدا کردی منو از بغض مهتاب
از اندوه گل و اشک ستاره

صدام کردی صدام کردی نگو نه
اگرچه خسته و خاموش بودی
تو بودی و صدای تو صدام زد
اگرچه دور و ظلمت پوش بودی

تو چیزی گفتی و شب جای من شد
من از نور و غزل زیبا شدم باز
تو گیج و ویج از خود گم شدن‌ها
من از من مردم و پیدا شدم باز

از این تک بستر تنهایی عشق
از این دنج سقوط آخر من
صدام کردی که برگردم به پرواز
به اوج حس سبز با تو بودن

صدام کردی که رو خاموشی من
یه دامن یاس نورانی بپاشی
برهنه از هراس و تازه از عشق
توی آغوش جان من رها شی

صدام کردی صدام کردی نگو نه …