Wordpress Themes

ویژوال استدیو ۲۰۱۰ به همراه جعبه سیاه!

همانطور که می دانید در سیستم ناوبری هواپیماها دستگاهی وجود دارد که در هر لحظه اطلاعات پروازی شامل تغییرات مسیر پرواز و یا حرف های رد و بدل شده بین خلبان و برج مراقبت را در خود ذخیره می سازد تا در صورت بروز مشکل، به عنوان مرجع مورد استفاده قرار گیرد. نام این دستگاه، جعبه سیاه است.

اکنون، مایکروسافت قصد دارد چنین قابلیتی را برای برنامه نویسان بوجود آورد. به نحوی که در نسخه آتی نرم افزار برنامه نویسی این شرکت یعنی Visual Studio 2010 ، مایکروسافت جعبه ای مجازی قرار داده است که تمامی فعالیت های کاربری را که بصورت آزمایشی از یک نرم افزار استفاده می کند در خود ذخیره نماید. همچنین اطلاعاتی پیرامون سیستم عامل و محیطی که در آن نرم افزار اجرا شده است در گوشه ای ضبط می شوند.

پس آن هنگامیکه نرم افزار آزمایشی دچار اشکال شد، برنامه نویس قادر خواهد بود با مراجعه به جعبه سیاه متعلق به آن نرم افزار، اطلاعات مفیدی را بدست آورد.

هرچند که در حال حاضر جعبه سیاه تنها قرار است در برنامه هایی که توسط برنامه نویسان بصورت مجزا نوشته می شود، مورد استفاده قرار گیرد اما چندان دور از انتظار نیست که در آینده ای نزدیک مایکروسافت از این توانایی در نسخه های آزمایشی از برنامه های خود استفاده نماید و حتی گروهی از برنامه نویسان که به صورت پروژه وظیفه توسعه یک نرم افزار را بر عهده دارند از این خدمات استفاده نمایند.

منبع: وینبتا

mohandes Delicious

فقط متری چهار میلیارد تومان ناقابل!

این عکس کاملا بدون شرح هستش ببینید و بگید متری چهار میلیارد می ارزه یا نه؟!!!

برای دیدن عکس اینجا کلیک کنید

mohandes Delicious

وقتی رفتم کسی غصه اش نگرفت

هیچ مقدمه ای واسه این ترانه ندارم ولی کاش این ترانه مال خودم بود!

هیچکی از رفتن من غصه نخورد
هیچکی با موندن من شاد نشد

وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ آدمی فریاد نشد

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد

دله من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچکسی عاشقم نکرد

وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هوا صافو خیلی هم آفتابی بود

اگه شب میرفتمو خورشید نبود
آسمون، خوب میدونم مهتابی بود

دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریبو ناشناخته بود

اما اون وقتی رسید که قلب من
همه ی آرزوهاشو باخته بود

چهره هیچکسی پژمرده نبود
گلا اما همه پژمرده بودن

کسایی که واسشون مهم بودم
همه شاید یه جوری مرده بودن

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد

دله من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچکسی عاشقم نکرد

mohandes Delicious

سریال بزنگاه متوقف نمیشود

همانطور که در رسانه های مختلف خبری به اطلاع عموم رسید، دستور توقف پخش سریال «بزنگاه» از سوی شورای نظارت بر برنامه‌های صداوسیما صادر شد.

در نامه‌ای که از سوی شورای نظارت بر برنامه‌های صداوسیما به خبرگزاری فارس ارسال شده، آمده است: با توجه به اعتراضات گسترده مردمی و بسیاری از نخبگان و کارشناسان دلسوز حوزوی و دانشگاهی و همچنین انتقاد قبلی ریاست شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما از ادامه هنجارشکنی‌های غیراخلاقی و غیرشرعی و حتی غیرقانونی سریال «بزنگاه»، دستور توقف این سریال طی نامه‌ای خطاب به ریاست سازمان صداوسیما از سوی ریاست شورای نظارت ابلاغ شد. در این نامه ضمن تبیین رسالت صداوسیما به عنوان دانشگاه عمومی و وظیفه خطیر این رسانه در ارتقای بینش فرهنگی جامعه آمده است: اگرچه رسالت صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان رسانه‌ ملی و مهم‌ترین دستگاه فرهنگی، ارتقای دانش و بینش و منش عمومی آحاد جامعه و گسترش ارزش‌ها، آرمان‌های اسلام و انقلاب به مخاطبان بویژه نسل جدید است ولی متاسفانه محتوای برخی از سریال‌های تولیدی شبکه صداوسیما، نه تنها در این راستا نبوده بلکه متاثر از خاستگاه غربی آن، به عاملی برای رخنه و شکافی برای تهاجم فرهنگی و آسیب‌رسانی بر پیکره فرهنگ و دیانت کشور مبدل شده است.

حسین مظفر در ابتدای این نامه عدم تعریف صحیح و منطقی از طنز و مساوی دانستن آن با هجو و لغو و تمسخر و رواج فحاشی و الفاظ زشت و هنجارشکنی‌های غیراخلاقی و غیر شرعی و حتی غیرعرفی در برخی سریال‌های تولیدی را از جمله مصادیقی دانسته که ضمن مغایرت با منویات مقام معظم رهبری در باب کارکرد طنز در رسانه ملی با معیارها و ملاک‌های برنامه‌سازان سازمان نیز به استناد بند ۱۶-۳-۱ ضوابط و سیاست‌های برنامه‌سازی (زبان و گفتار برنامه‌های صداوسیما باید از هرگونه ناسزا، فحاشی، اهانت، کلمات ناشایست مبرا باشد) و بند ۳۰-۱۹-۲ (کلمات، جملات و اصطلاحات چند پهلو که معنایی دور از ادب، اخلاق و شان مخاطب یا رسانه ملی را داشته باشد ممنوع است) مغایرت داشته و نشان از انحراف از ضوابط و معیارهای ساخت برنامه دارد و موجب اعتراض شدید مخاطبان و هتک حیثیت رسانه ملی و تنزل جایگاه والای دانشگاه عمومی سازمان گردیده است. وی در ادامه این نامه به ذکر نمونه‌هایی از بخش الفاظ رکیک و زشت در سریال بزنگاه آن هم در بهترین ساعت معنوی ماه مبارک رمضان از قبیل: «خفه شو، اینقدر زر نزن، می‌ترسم خریتش کار را خراب کنه، گاز بده لعنتی، تو کپه مرگت روبذار، درسته گاهی من خلم ولی تو همیشه خلی، حرف زیادی نزن، چه مرگته، اینا رو از کدوم گوری پیدا کردی، ای یارو عوضی، تا آن روی سگ من بالا نیومده، آشغال‌بر، مرتیکه مزاحم، برو گم‌شو، احمق‌های دیوونه» و نمایش حرکات ناپسند از قبیل بازی با انگشتان دست که در عرف نماد یا معنای زشتی را متبادر می‌کند، انتخاب سوژه مکرر آبریزگاه و دستشویی، توهین به والدین که در دستشویی می گوید: «اینجا بوی آقاجون رو میده» اشاره نمودند که در تضاد آشکار در ایفای رسالت فرهنگی سازمان صداوسیما است.

رییس شورای نظارت در پایان این نامه از مهندس ضرغامی خواست با توجه به تخلفات انجام شده و انتقادات شدید مردم نسبت به توقف سریال مذکور اقدام عاجل معمول و نتیجه را به شورای نظارت منعکس شود.

و بالاخره روابط عمومی سازمان صدا و سیما اعلام کرد پخش مجموعه تلویزیونی «بزنگاه» از شبکه سوم سیما ادامه خواهد یافت. در این اطلاعیه آمده است نظرات شورای محترم نظارت بر سازمان صدا و سیما دلسوزانه بوده و همواره مورد توجه مدیران و برنامه‌سازان رسانه ملی قرار خواهد گرفت.

پی نوشت: عجب قدرت و نفوذی داره این مهندس ضرغامی!

mohandes Delicious

استخدام یک شرکت بزرگ

یک شرکت بزرگ قصد استخدام یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار کرد که یک پرسش داشت. پرسش این بود: شما در یک شب طوفانی در حال رانندگی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس می‌گذرید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند، یک پیرزن که در حال مرگ است. یک پزشک که قبلاً جان شما را نجات داده است. یک خانم یا آقا که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید. شما می‌توانید تنها یکی از این سه نفر را سوار کنید. کدام را انتخاب خواهید کرد؟ دلیل خود را شرح دهید. پیش از اینکه ادامه حکایت را بخوانید شما نیز کمی فکر کنید!
ادامه مطلب را بخوانید »

mohandes Delicious

دروغ دانشجویان و زرنگی استاد

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده‌اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند . بنابر این آنها برای توجیه غیبت در امتحانشان فکری کردند !
آنها به استاد گفتند : ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم. استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند.
چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند. آنها به اولین مسأله نگاه کردند که ۵ نمره داشت. سؤال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند. سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال ۹۵ امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سؤال این بود :
کدام لاستیک پنچر شده بود…؟!!

mohandes Delicious

طنز: آدم و حوا کجایی بودند؟

یه انگلیسی، یه فرانسوی و یه ایرانی داشتن به زندگی آدم و حوا توی بهشت نیگا میکردن.

انگلیسیه میگه: چه سکوتی، چه احترامی!! من مطمئنم که اینا انگلیسیند!

فرانسویه میگه: اینا هم لختن، هم زیبا و هم در حال عشقبازی!! حتماً فرانسویند!

ایرانیه میگه: نه لباسی، نه خونه ای! فقط یک سیب برای خوردن! تازه، فکر میکنن توی بهشتن!!! صد در صد ایرانین!!!!

نوشته شده توسط khane_dost

mohandes Delicious

پنجاه سالگی ابر کامپیوترهای IBM مبارک

شرکت IBM در دهه ۱۹۵۰ برای نخستین بار ابرکامپیوتر را به دنیا معرفی کرد که به عقیده کارشناسان، این ابرکامپیوتر یکی از مهم‌ترین سیستم‌ها در عصر کامپیوتر محسوب می‌شود.

شرکت IBM با برگزاری مراسمی در موزه تاریخ کامپیوتر در شهر مونتین ویو(Mountain View) ایالت کالیفرنیا آمریکا، پنجاهمین سال تولد ابرکامپیوتر Stretch را جشن گرفت و یاد سه تن از همکاران بزرگ خود با نام‌های “فرد بروکس”(Fred Brooks)، “فران آلن”(Fran Allen) و “هاروود کولسکی”(Harwood Kolsky) را گرامی داشت. این طور که گفته می‌شود، پنجاه سال قبل، در چنین روزهایی شرکت IBM ابرکامپیوتر Stretch برای نخستین بار به دنیا معرفی کرد.

ساخت این ابرکامپیوتر در آن روزها یک پروژه بزرگ و بی‌باکانه برای IBM محسوب می‌شود و خطرات زیادی را در بر داشت. IBM در آن روزها قصد ساخت یک کامپیوتر توانمند و بزرگ را داشت که می‌توانست ۱۰۰ برابر سریع‌تر از ابرکامپیوترهای کنونی(ابرکامپیوتر ۷۰۴) این شرکت عمل کند. اما در نهایت، محصول جدید IBM توانست ۳۰ تا ۴۰ برابر، سریع‌تر از ابرکامپیوتر ۷۰۴ عمل کند.

نخستین نمونه از این ابرکامپیوتر به دنبال انعقاد قراردادی با کمیسیون انرژی اتمی آمریکا، در اختیار آزمایشگاه علمی Los Alamos این کشور قرار گرفت. این ابرکامپیوتر از سال ۱۹۶۷ به طور رسمی فعالیت خود را در مرکز یاد شده آغاز کرد و ۵/۱۳ میلیون دلار(۵/۷ میلیون پوند) برای آن هزینه شد. البته بعدها به دنبال بروز مشکلاتی در بخش پیش‌بینی و احتمالات این ابرکامپیوتر، مرکز علمی یاد شده ۷۸/۷ میلیون دلار برای این ابرکامپیوتر پرداخت کرد.

ابرکامپیوتر IBM همچنان در مرکز علمی Los Alamos مشغول به کار است و آن‌ها در ژوئن سال جاری موفق به نخستین ابرکامپیوتر دنیا شدند که می‌تواند میزان ایمنی و توانایی‌های سلاح‌های هستی در کشورهای مختلف را شناسایی کند. این ابرکامپیوتر Roadrunner نام دارد.

با همه این توضیحات، شرکت IBM معتقد است که ابرکامپیوتر Stretch در زمان تولید خود یک موفقیت اقتصادی برای این شرکت محسوب نمی‌شود. از این ابرکامپیوتر کمتر از ۱۰ نمونه ساخته و پس از آن، پروژه تولید Stretch متوقف شد. شرکت IBM بر این باور است که Stretch ارزشمند است، زیرا در آن فناوری‌های جدیدی به کار گرفته شده بود که می‌تواند چندین کار را به صورت همزمان انجام دهد. این فناوری‌ها که به کامپیوتر کمک می‌کرد تا در آن واحد، در مورد بیش از یک فرآیند تصمیم‌گیری کند هنوز هم مورد استفاده قرار می‌گیرد.

منبع: آی تی ایران

mohandes Delicious

بیوگرافی نفیسه روشن

داشتم وبگردی میکردم که به سایت شخصی نفیسه روشن رسیدم! شاید اسمش برای خیلیها آشنا نباشه ولی باید بگم که خیلیها با نام “پری” در فیلم اغما میشناسندنش! (چی گفتم!)

برای مشاهده بیوگرافی و دیدن عکسها ادامه مطلب را مشاهده نمایید…

ادامه مطلب را بخوانید »

mohandes Delicious

حکایت هفت درصد، بهشت و جهنم

یک مرد روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت: “خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟”

خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد!

افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می آمدند. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.

مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: “تو جهنم را دیدی!”

آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت!

افراد دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند. مرد روحانی گفت: “نمی فهمم!”

ادامه مطلب را بخوانید »

mohandes Delicious