من با این ترانه خاطره ای دارم که هیچوقت فراموش نمیکنم… هرچند میدونم اونی که من باهاش این خاطره رو دارم الان این خاطره رو فراموش کرده… راستی تصمیم گرفتم دیگه متن شعرها و ترانه ها رو مستقیم توی سایت نذارم و لینک داخلی بهش بدم. مثل همین ترانه که باید برای خوندنش ادامه مطلب رو بزنید!!! (کنسرت این ترانه در ادامه مطلب جهت دانلود)
نمیدونم چی شد که نتونستم از این ترانه هم بگذرم، این پستهای آخریم همش ترانه بودند، شاید بخاطر اینه که احساسات خودمو منتقل کردم! نمیدونم!! اما همونطور که میدونید آلبوم شب نیلوفری به عنوان بهترین آلبوم موسیقی تاریخ موسیقی ایران شناخته شده است. این ترانه “درخت” نیز یکی از بهترین ترانه های این آلبومه که از نظر من یک مفهوم عمیق و دو رابطه ای داره، بسیار معنی داره، من که واقعا لذت میبرم ازش…
توی تنهایی یه دشت بزرگ
که مثل غربت شب بی انتهاست
یه درخت تن سیاه سربلند
آخرین درخت سبز سر پاست
رو تنش زخمه ولی زخم تبر
نه یه قلب تیر خورده نه یه اسم
شاخه هاش پراز پر پرنده هاست
کندوی پاک دخیل و تلسم
چه پرنده ها که تو جاده کوچ
مهمون سفره ی سبز اون شدن
چه مسافرا که زیر چتر اون
به تن خستگی شون تبر زدن
تا یه روز تو اومدی بی خستگی
با یه خورجین قدیمی قشنگ
با تو نه سبزه نه آینه بود نه آب
یه تبر بود با تو با اهرم سرد
اون درخت سربلند پر غرور
که سرش داره به خورشید می رسه منم منم
اون درخت تن سپرده به تبر
که واسه پرنده ها دلواپسه منم منم
من صدای سبز خاک سربی ام
صدایی که خنجرش رو به خداست
صدایی که توی بهت شب دشت
نعره ای نیست ولی اوج یک صداست
رقص دست نرمت ای تبر به دست
با هجوم تبر گشنه و سخت
آخرین تصویر تلخ بودنت
توی ذهن سبز آخرین درخت
حالا تو شمارش ثانیه ها
کوبه های بی امون تبره
تبری که دشمن همیشه
اون درخت محکم و تناوره
من به فکر خستگیهای پر پرندهام
تو بزن تبر بزن
من به فکر غربت مسافرام
آخرین ضربه رو محکمتر بزن
من به فکر خستگیهای پر پرندهام
تو بزن تبر بزن
من به فکر غربت مسافرام
آخرین ضربه رو محکمتر بزن
زمان: دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷ | توسط : فرحان دبیرزاده | موضوع : اجتماعی , موسيقي | نظرات: ۲ نظر
خیلیها هستند که با بعضی از موزیکها خاطراتی دارند که شاید تا آخرین لحظه حیاتشون اونو فراموش نکنند و با شنیدنش اون خاطرهشون زنده می شه، این تیکه موزیک هم برای من خاطرات گذشته ای رو زنده میکنه که الان بعد از سالها باز هم با شنیدنش یاد اون خاطرات می افتم.
چشمهای منتظر به پیچ جاده
دلهره های دل پاک و ساده
پنجره ی باز و غروب پاییز
نم نم بارون تو خیابون خیس
یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده
برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده
چشمهای منتظر به پیچ جاده
دلهره های دل پاک و ساده
پنجره ی باز و غروب پاییز
نم نم بارون تو خیابون خیس
یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده
برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده
تو ذهن کوچه های آشنایی
پر شده از پاییز تن طلایی
تو نیستی و وجودمو گرفته
شاخه خشک پیچک طلایی
یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده
برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده
زمان: جمعه ۴ مرداد ۱۳۸۷ | توسط : فرحان دبیرزاده | موضوع : اجتماعی , موسيقي | نظرات: ۲ نظر
ای خدا دلگیرم ازت
ای زندگی سیرم ازت
ای زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت
این غصه های لعنتی
از خنده دورم میکنن
این نفسای بی هدف
زنده بگورم میکنن
چه لحظه های خوبیه
ثانیه های آخره
فرشته مردن من
منو از اینجا میبره
ای خدا دلگیرم ازت
ای زندگی سیرم ازت
ای زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت
چه اعتراف تلخیه
انگار رسیدم ته خط
وقت خلاصی از همه است
ای دنیا بیزارم ازت
زمان: جمعه ۲۸ تیر ۱۳۸۷ | توسط : فرحان دبیرزاده | موضوع : موسيقي | نظرات: بدون نظر
پرسه در خاک غریب پرسه ی بی انتهاست
هم گریز غربتم زادگاه من کجاست
تو شبای پرسه ی دلواپسی که می خوام دنیارو فریاد بزنم
به کدوم لهجه ترانه سر کنم
به کدوم لهجه تورو داد بزنم
گم و گیج و تلخ و بی گذشته ام
توی شهری که پناه داده به من
از کدوم طرف میشه بهم رسید
همه کوچه ها به غربت می رسن
تو کدوم پس کوچه اولین سلام
گنبد سبزو پر از ترانه کرد
تو کدوم محله واپسین وداع
غزلای عشقو غمگنانه کرد
کوچه ها و خونه ها محله ها
اینجا دفترچه های بی خاطره ان
برام از خاطره سنگری بساز
بید بی ریشه رو شنباد می بره
نسل بی گذشته رو خاک غریب
مثل شخم کهنه از یاد می بره
می خوام از باغچه سبز اونروزا
سبد خاطره هامو پرکنم
می خوام از عطر دوباره گم شدن
شهر سالخوردگیامو پر کنم
زمان: پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۷ | توسط : فرحان دبیرزاده | موضوع : اجتماعی , موسيقي | نظرات: بدون نظر
این خبر نیازی به توضیح بیشتر ندارد، کریس دی برگ به ایران آمده تا کنسرتی با گروه آریان در کیش برگذار نماید. تصاویری از یک کلیپ این خواننده با گروه آریان را در زیر میبینید.
زمان: سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۸۷ | توسط : فرحان دبیرزاده | موضوع : اجتماعی , موسيقي | نظرات: یک نظر