Wordpress Themes

تو کدوم کوهی که خورشید از تو دست تو میتابه؟

به قول حسین پناهی: بی تو نه بوی خاک نجاتم داد… نه شمارش ثانیه ها تسکینم… چرا صدایم کردی؟ چرا…؟
اینو تقدیم میکنم به یکی از بهترین دوستانم چونکه میدونم از این شعر خیلی خوشش میاد…
این ترانه سیاوش قمیشی رو هم بهش تقدیم میکنم…

ادامه مطلب را بخوانید »


سه ترانه برتر ابی

نمیدونم… شاید مجبور بشم یک وبلاگ جدا از این وبلاگ آماده کنم که متن ترانه ها و شعرها رو اونجا بنویسم. چونکه خودم احساس بدی دارم وقتی مثلا بین دو مبحث آی تی یک متن ترانه قرار بدم… نمیدونم.

امروز سه ترانه برتر از ابی انتخاب کردم… البته بهم حق بدید که خیلی سخت باشه ولی من اینکارو کردم! ترانه قشنگ زیاد داره البته من معتقدم سیاوش قمیشی در مجموعه ترانه های پرمعنی تری رو داره.

بگذریم… ترانه های این مطلب: ۱ - گریمون هیچ، خنده مون هیچ  ۲ - راز همیشگی شدن  ۳ - کوه یخ

ادامه مطلب را بخوانید »


رویای آبی

شاید خیلیها بگن این شعر قدیمی شده… اما همونطوری که گفتم “بعضی شعرها حرف دل خودمونند” فکر نمیکنم نیازی به توضیح بیشتری باشه!   آخه اونایی که منو میشناسند و همیشه به وبسایتهام (مخصوصا این سایت) سرک میزنند از داستان من کم و بیش خبر دارند… ترانه “رویای آبی” از هاتف

متن ترانه + فایل MP3 همین ترانه برای دانلود در ادامه مطلب قرار داده شده است.

ادامه مطلب را بخوانید »


حسین پناهی کی بود؟

دیدم سالگرد حسین پناهی شده و من هنوز مطلبی در موردش توی سایت نذاشتم! تصمیم گرفتم که چند تا از اشعار و همینطور بیوگرافی این هنرمند رو هم توی سایت بذارم.

حسین پناهی دژکوه در ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهرستان کهگیلویه (دهدشت-سوق)در استان کهکیلویه و بویراحمد متولد شد.

ادامه مطلب را بخوانید »


کجای این جنگل شب پنهون میشی خورشیدکم

توجه کردید خیلی از اوقات یک ترانه حرف دلتونو میزنه؟ شاید خیلی از حرفهایی که توان بیانشون رو نداشته باشید توی یک بیت کاملا توضیح داده میشه… این ترانه رو من میخوام تقدیم به مارینا بکنم… اسمشو اوردم که بقیه به خودشون نگیرند! همونطور که گفتم متن ترانه رو در ادامه مطلب قرار داده ام…

ادامه مطلب را بخوانید »


کو آشنای شبهای من کو؟

من با این ترانه خاطره ای دارم که هیچوقت فراموش نمیکنم… هرچند میدونم اونی که من باهاش این خاطره رو دارم الان این خاطره رو فراموش کرده… راستی تصمیم گرفتم دیگه متن شعرها و ترانه ها رو مستقیم توی سایت نذارم و لینک داخلی بهش بدم. مثل همین ترانه که باید برای خوندنش ادامه مطلب رو بزنید!!! (کنسرت این ترانه در ادامه مطلب جهت دانلود)

ادامه مطلب را بخوانید »


درخت تنها

نمیدونم چی شد که نتونستم از این ترانه هم بگذرم، این پستهای آخریم همش ترانه بودند، شاید بخاطر اینه که احساسات خودمو منتقل کردم! نمیدونم!! اما همونطور که میدونید آلبوم شب نیلوفری به عنوان بهترین آلبوم موسیقی تاریخ موسیقی ایران شناخته شده است. این ترانه “درخت” نیز یکی از بهترین ترانه های این آلبومه که از نظر من یک مفهوم عمیق و دو رابطه ای داره، بسیار معنی داره، من که واقعا لذت میبرم ازش…

توی تنهایی یه دشت بزرگ
که مثل غربت شب بی انتهاست
یه درخت تن سیاه سربلند
آخرین درخت سبز سر پاست

رو تنش زخمه ولی زخم تبر
نه یه قلب تیر خورده نه یه اسم
شاخه هاش پراز پر پرنده هاست
کندوی پاک دخیل و تلسم

چه پرنده ها که تو جاده کوچ
مهمون سفره ی سبز اون شدن
چه مسافرا که زیر چتر اون
به تن خستگی شون تبر زدن

تا یه روز تو اومدی بی خستگی
با یه خورجین قدیمی قشنگ
با تو نه سبزه نه آینه بود نه آب
یه تبر بود با تو با اهرم سرد

اون درخت سربلند پر غرور
که سرش داره به خورشید می رسه منم منم
اون درخت تن سپرده به تبر
که واسه پرنده ها دلواپسه منم منم

من صدای سبز خاک سربی ام
صدایی که خنجرش رو به خداست
صدایی که توی بهت شب دشت
نعره ای نیست ولی اوج یک صداست

رقص دست نرمت ای تبر به دست
با هجوم تبر گشنه و سخت
آخرین تصویر تلخ بودنت
توی ذهن سبز آخرین درخت

حالا تو شمارش ثانیه ها
کوبه های بی امون تبره
تبری که دشمن همیشه
اون درخت محکم و تناوره

من به فکر خستگیهای پر پرندهام
تو بزن تبر بزن
من به فکر غربت مسافرام
آخرین ضربه رو محکمتر بزن

من به فکر خستگیهای پر پرندهام
تو بزن تبر بزن
من به فکر غربت مسافرام
آخرین ضربه رو محکمتر بزن


چشمهای منتظر به پیچ جاده

خیلیها هستند که با بعضی از موزیکها خاطراتی دارند که شاید تا آخرین لحظه حیاتشون اونو فراموش نکنند و با شنیدنش اون خاطرهشون زنده می شه، این تیکه موزیک هم برای من خاطرات گذشته ای رو زنده میکنه که الان بعد از سالها باز هم با شنیدنش یاد اون خاطرات می افتم.

چشمهای منتظر به پیچ جاده
دلهره های دل پاک و ساده
پنجره ی باز و غروب پاییز
نم نم بارون تو خیابون خیس

یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده
برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده

چشمهای منتظر به پیچ جاده
دلهره های دل پاک و ساده
پنجره ی باز و غروب پاییز
نم نم بارون تو خیابون خیس

یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده
برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده

تو ذهن کوچه های آشنایی
پر شده از پاییز تن طلایی
تو نیستی و وجودمو گرفته
شاخه خشک پیچک طلایی

یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده
برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده


ای زندگی سیرم ازت

‫ای خدا دلگیرم ازت
‫ای زندگی سیرم ازت
‫ای زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت

‫این غصه های لعنتی
از خنده دورم میکنن
‫این نفسای بی هدف
زنده بگورم میکنن

چه لحظه های خوبیه
‫ثانیه های آخره
‫فرشته مردن من
منو از اینجا میبره

ای خدا دلگیرم ازت
‫ای زندگی سیرم ازت
‫ای زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت
‫‫
‫چه ا‫عتراف تلخیه
‫انگار رسیدم ته خط
‫وقت خلاصی از همه است
ای دنیا بیزارم ازت


وقت رفتن نمیخوام ببینمت

وقت رفتن نیمخوام ببینمت
مییدونم ببینمت کم میارم
اگه یک لحظه فقط نگام کنی
دلمو پشت سرم جا میذارم

اگه خونسرده نگام به دل نگیر
دل تو یه روز ازم خسته میشه
اگه اسمم و فقط صدا کنی
راه رفتن واسه من بسته میشه

وقت رفتن نباید گریه کنی
اینجوری دلم برات تنگ نمیشه
میدونم هر جای دنیا که باشم
تو دلم عشق تو کمرنگ نمیشه

اگه خونسرده نگام به دل نگیر
دل تو یه روز ازم خسته میشه
اگه اسمم و فقط صدا کنی
راه رفتن واسه من بسته میشه