Wordpress Themes

هک شدن ایرانسل توسط یک جوان بوکانی

یک جوان بوکانی موفق به کشف باگ یا خطا در شبکه اپراتور ایرانسل شد.
احمد کرمی دارای مدرک فوق دیپلم در رشته کامپیوتر و آشنا به زبان‌های مختلف برنامه نویسی در مدتی کوتاه توانست با ایجاد خطا روی سیمکارت ایرانسل موفق به شناسایی حفره امنیتی و نفوذ در آن شود و از سیستم GPRS یا همان اینترنت تلفن همراه به صورت رایگان استفاده کند.
وی گفت: با بررسی روی سیمکارت‌های ایرانسل و شبکه اپراتور، ایجاد کردن خطا و انجام محاسبات ریاضی، استفاده رایگان از سیمکارت‌های ایرانسل امکانپذیر است.
کرمی اضافه کرد: هدف از نفوذ به سیستم ها و سایت ها سوء استفاده از آنها نیست، بلکه هدف نشان دادن ضعف های موجود در یک سیستم است.

در این رابطه: ترفندهای ایرانسلی جالب و ترفندهای ایرانسلی جالب و اپراتور سوم تلفن همراه به زودی معرفی میشود و بهار شد، MMS هم نیامد!!!

منبع: فارس نیوز


لغو قبض جریمه توسط GPS

سرعت خودرو Shaun Malone هجده ساله در هنگام رانندگی در جاده‌ای که حداکثر سرعت مجاز در آن ۴۵ مایل بر ساعت بود بر اساس سرعت‌سنج افسر پلیسی که در آن مکان حضور داشت ۶۲ مایل بر ساعت ثبت گردید.
پس از اینکه قبض جریمه به همراه احظاریه دادگاه به درب منزل وی ارسال گردید، Shaun با حظور در دادگاه اظهار داشت که والدین وی برای کنترل سرعت رانندگی او اقدام به نصب یک دستگاه GPS در خودرو این نوجوان نموده‌اند و مطابق سوابق ثبت شده در این دستگاه، وی در محدودۀ سرعت قانونی رانندگی می‌کرده است.

دادگاه ابتدا پس از این استدلال پلیس که دستگاه GPS مذکور دارای دقت مناسبی نبوده است، ادعای وی را رد کرد اما پس از درخواست Shuan برای تعیین دقت دستگاه از سوی کارشناسان متخصص، دقت سیستم GPS که ساخت شرکت Rocky Mountain Tracking بود از سوی کارشناسان مورد تأیید قرار گرفت.
پس از اعلام نتیجه، قاضی قبض جریمه را باطل اعلام نمود و دستور داد پلیس نسبت به تنظیم دقت رادارهای خود اقدام و نتیجه را به دادگاه اعلام نمایند.
Brad Borst مدیر شرکت Rockey Mountain Tracking که خود پیش از این یک افسر پلیس بوده است می‌گوید: «این ماجرا توجه عموم را به این نکته جلب می‌کند که تنوع استفاده از دستگاه‌های GPS در حال افزایش بوده و در ضمن یک نمرۀ منفی برای پلیس برجای خواهد گذاشت.»
این سیستم در هر ۳۰ ثانیه یک بار سرعت وسیله نقلیه را اندازه‌گیری نموده و در صورت نیاز ایمیلی را در هنگام عبور سرعت خودرو از ۷۰ مایل در ساعت برای مالکین خودرو ارسال می‌نماید.

منبع: ایتنا


ترفندهای ایرانسلی جالب

قصد دارم تا هم اکنون یکی از کاربردی ترین و جالب ترین ترفندهای موبایل را که کمتر کسی از آن با خبر است را برای شما بازگو کنیم. ممکن است شما نیز گاهی حوصله و وقت کافی برای پاسخ گویی به تلفن هایی که به موبایلتان زده میشود را نداشته باشید ؛ شاید گوشی را خاموش کنید و یا حتی بدان پاسخ نگویید که این دو کار تا حدودی خلاف ادب است. اما قصد داریم تا روشی ساده اما کاربردی را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آن میتوانید کاری کنید که هر زمان کسی با شما تماس گرفت با پیغام ” شماره مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمیباشد ” یا ” شماره مورد نظر مسدود است ” و یا … روبرو شود.

بدین منظور گوشی خود را ابتدا روشن کنید. سپس میبایست کد #۰۹۴*۲۱*را در گوشی وارد کنید و سپس دکمه Call (دکمه سبز رنگ) را فشار دهید. پس از چند ثانیه علامتی بر روی صفحه گوشی ظاهر میشود که به معنای فعال شدن این موضوع است.اکنون هر کس با شما تماس بگیرید با پیغام های ذکر شده بر خورد میکند.اما برای غیرفعال کردن این قابلیت کافی است که کد #۲۱# را در گوشی وارد کنید و سپس دکمه Call (دکمه سبز رنگ) را فشار دهید.اکنون میتوانید تماسهای رسیده را دریافت کنید.
چند نکته:با فعال سازی این قابلیت هم میتوانید SMS بفرستید هم SMS دریافت کنید.این ترفند روی گوشیهای نوکیا و سونی اریکسون تست شده است.این ترفند با استفاده از سیستم Diverting گوشی ها صورت میپذیرد.این ترفند تنها بر روی مخابرات ایران تست شده است.اگر در حین نوشتن کد به Error برخورد کردید مجدد کد را وارد کنید.افرادی که با موبایل با شما تماس میگیرند با پیغام Diverting نیز روبرو میشوند که چندان مشکلی پدید نمیاورد. خوب پس بد نیس که چند تا کد دیگه هم به اینجا اضافه کنیم:

۰۹۱۲۱۰۰۰۰۰۰#*۲۱* —-> بعد از Send کردن این Command اگه کسی به شما زنگ بزنه میگه دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است اما میتونین زنگ بزنین و Sms دریافت کنین و با #۲۱# هم از این حالت در میاد!

۰۹۱۲۱۰۰۰۰۰۰#*۶۷* —-> بعد از Send کردن این Command اگه کسی به شما زنگ بزنه و شما اونو Reject کنین میگه که دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است و با #۶۷# هم از این حالت در میاد!

۰۹۱۲۱۰۰۰۰۰#*۶۷* —-> بعد از Send کردن این Command اگه کسی به شما زنگ بزنه و شما اونو Reject کنین میگه که شماره مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمی باشد و با #۶۷# هم از این حالت در میاد!

منبع: ایرانسل


نتایج یک تحقیق در زبان فارسی

چناچنه به طور رومزره به زبان فارسی صبحت می کیند، با کمی تلاش خاوهید تواسنت این نوتشه را بخاونید. در داشنگاه کبمریج انگلتسان تقحیقی روی روش خوادنه شدن کملات در مغز اجنام شده است که مخشص می کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و اتنها ی کلمات را پدرازش کرده و کمله را می خاوند .به هیمن دلیل است که با وجود به هم ریتخگی این نوتشه شما تواسنتید آن را بخاونید.

منبع: مانی


روش یک خواستگاری کاملا رومانتیک

“چری بلر” همسر تونی بلر گفته است تونی زمانی که او روی زمین چمباتمه زده و سخت مشغول تمیز کردن دستشویی خانه جدیدش بوده، از او تقاضای ازدواج کرده. چری این خواستگاری را بسیار رمانتیک توصیف نموده است!

در همین راستا روش های رمانتیک دیگری جهت خواستگاری به آقایان انگلیسی توصیه می شود:

* اگر در رستوران نشسته بودید و دوست دخترتان ناخواسته آروغ زد، درجا از او خواستگاری کنید. او این بزرگواری رمانتیک را هرگز از یاد نخواهد برد!

* ساعت هشت شب(!) که از منزلش برمی گردید و او کیسه زباله ها را هم به شما می دهد تا دم در بگذارید، توی چشمهایش خیره شوید و بگویید:” عزیزم، با من ازدواج می کنی؟” او مسوولیت پذیری عاشقانه شما را تحسین خواهد کرد!

* زمانی که او در دستشویی است، در بزنید و وقتی گفت”اِهِم…!” بلند بگویید:”من می خواستم از شما خواستگاری کنم!” این بهترین و رمانتیک ترین حالت ممکن است، چون او در “اتاق فکر”(در بعضی منابع، “تالار اندیشه”هم گفته شده!) قرار دارد و می تواند خوب به پیشنهادتان بیندیشد و همزمان با فراغت جسمی(!)، به فراغت فکری هم رسیده و با جواب نهایی ازآنجا خارج شود!

* وقتی حالت تهوع داشت و کنار خیابان بالا آورد، دیگر هیچ چیز نباید مانع تقاضای ازدواج شما از او، آن هم درست در همان لحظه بشود… ببینم، مطمئنید که چند ماه زودتر نباید از او خواستگاری می کردید؟!

منبع: دختر ترشیده


شرکت اینتل چهل ساله شد

شرکت اینتل چهلمین سالگرد فعالیت خود را جشن گرفت.
این شرکت که در صنعت IT نام آن مترادف با موفقیت می‌باشد ابتدا در سال ۱۹۶۸ و توسط دو فیزیکدان به نام‌های Gordon Moore و Robert Noyce پایه‌گذاری شد.
نام اینتل از سر نام عبارت Integrated Electronics گرفته شده است.

پل اتلونی مدیرعامل اینتل می‌گوید: «زمانی که ما ریزپردازنده‌ها را معرفی کردیم هیچکس نمی‌توانست حدس بزند که این قطعات روزی بازاری معادل یا ۳۵۰ میلیون قطعه در سال را به خود اختصاص خواهند داد.»
«در طول چهل سال گذشته فناوری ما همواره در قلب تمام پیشرفت‌هایی قرار داشته که مشکلاتی از قبیل بیماری‌ها و مسائل زیست محیطی را حل کرده‌اند. برای اینتل این تازه آغاز یک راه طولانی و بی‌انتها می‌باشد.»
این شرکت در برنامه‌ریزی‌های انجام گرفته برای این مناسبت تصمیم گرفت تا در بیش از هفتاد کشور جهان مسابقات نقاشی را بین کودکان برگزار کند.
در این برنامه کودکان می‌بایستی در نقاشی‌های خود نشان دهند که توقع آنها از اینکه کامپیوترها در ۴۰ سال آینده چه کارهایی را می‌توانند انجام دهند، چیست.
اینتل امیدوار است این برنامه همانند تأثیری که این شرکت بر صنعت جهان گذاشته است، چارچوب‌ اهداف بشردوستانه آن را در آینده ترسیم نموده و دیدگاه مناسبی از این بابت در اختیار این شرکت قرار دهد.
اینتل در حال حاضر بزرگ‌ترین سازنده چیپ در جهان محسوب شده و با نفر دوم یعنی شرکت AMD فاصلۀ قابل ملاحظه‌ای دارد.

منبع: ایتنا


حکایت نیمه شرافتمندانه زندگی

میخوام حکایت مردی رو بگم که نیمی از زندگیش کاملا شرافتمندانه زندگی میکرد و نیمی دیگر را …
این داستان رو برای اولین بار از همکارم علی رخ شنیدم که پس از یک جستجوی ساده توی اینترنت به اصل متن رسیدم، اما منبع حکایت رو متاسفانه پیدا نکردم، و اما اصل ماجرا:

هنوز هم بعد از این همه سال چهره ویلان را از یاد نمی برم. در واقع در طول سی سال گذشته همیشه روز اول ماه که حقوق بازنشستگی را دریافت می کنم به یاد ویلان می افتم. ویلان پتی اف کارمند دبیرخانه اداره بود، آدمی مفلس و بدبخت که مادرش را در اثر اعتیاد و پدرش را در اثر اعدام از دست داده بود و از مال دنیا جز حقوق اندک کارمندی هیچ عایدی نداشت. ویلان آدمی بود بزدل و در عین حال شجاع که به یک زندگی مضحک عادت کرده بود، او مانند هیچ کدام از کارمندان زندگی نمی کرد، یعنی زندگی یکنواخت بخور و نمیر نداشت به قولی آرزوهایی در سر داشت. همه فکر می کردند او دیوانه است! از همان هایی که زندگی حقوق بگیری و کارمندی شان در طول مدت سی سال خدمت، کوچکترین تغییری نمی کرد و دچار هیچ تحولی نمی شد.
ویلان اول ماه که حقوق می گرفت و جیبش پر می شد، شروع می کرد به حرف زدن و نقشه کشیدن برای بازنشسته شدن زودهنگام. بی پروا به همه فحش می داد. اگر کاری به او پیشنهاد می شد به راحتی رد می کرد. رییس اداره و نمایندگان سنا و نخست وزیر و رییس جمهور را نقد می کرد و به روزنامه های چپی و دست راستی و تکنوکرات و حزب کارگر و سازمان ملل متحد دری وری می گفت و هشدار می داد اسامی کسانی که زندگی او را نابود کرده اند افشا خواهد کرد.. پتی اف در تمام مدتی که من می شناختمش پیرهنی می پوشید آبی رنگ مثل پیرهن افسران نیروی هوایی که دو جیب داشت! همیشه روز اول ماه و هنگامیکه که از بانک به اداره برمی گشت به راحتی می شد برآمدگی جیب سمت چپ اش را تشخیص داد که تمام حقوق اش را در آن چپانده بود. ویلان از روزی که حقوق می گرفت تا روز پانزدهم ماه که پول اش ته می کشید آدمی بود شاد و سرزنده که در مدت پانزده روز دست کم ده بار به خواستگاری می رفت اما به محض تمام شدن پول تا آخر ماه سگی بود در بند محافظه کاری که لحظه ای جز برای مستراح رفتن از اتاق خود خارج نمی شد!
و این آغاز بزدلی مرد شجاع پانزده روز اول ماه بود.. مردی که نیمی از ماه سیگار برگ می کشید و نیمی دیگر چای خشک. مردی که نیمی از ماه مست بود و سرخوش و نیمی دیگر هشیار و خار. مردی که نیمی از ماه مردم او را آقا خطاب می کردند و نیمی از ماه مردیکه مفنگی! من یازده سال با ویلان همکار بودم. بعد ها شنیدم او سی سال آزگار به همین نحو گذران روزگار کرده است و حتی یک بار در روز نخست ماه می ازدواج کرده است که البته همسرش را در روز بیست و نهم ماه ژوئن به دستور دادگاه طلاق داده است. یکی از دوستان می گفت عاقبت او را زمانی پیش از نیمه ماه بازنشسته کردند تا شرش از سر اداره کم شود. حالا سی سال است که من هم بازنشسته شده ام. روز آخر که من از اداره منتقل می شدم، ویلان روی سکوی جلوی دبیرخانه نشسته بود و سیگار برگ می کشید. به سراغ اش رفتم تا از او خداحافظی کنم. کنارش نشستم و بعد از کلی حرف مفت زدن عاقبت پرسیدم که چرا سعی نمی کند زندگی اش را سر و سامان بدهد تا از این وضع نجات پیدا کند. هیچ وقت یادم نمی رود، همین که سوال را پرسیدم به سمت من برگشت و با چهره ای متعجب آن هم تعجبی طبیعی و اصیل پرسید: «کدام وضع؟»
بهت زده شدم. همین طور که به او زل زده بودم، بدون این که حرکتی کنم ادامه دادم: «همین زندگی نصف اشرافی نصف گدایی، همین وضع دو جور مضحک.»
ویلان با شنیدن این جمله همان طور که زل زده بود به من ادامه داد: «تا حالا سیگار برگ اصل کشیدی؟»
گفتم: «نه»
گفت: «تا حالا تاکسی دربست گرفتی؟»
گفتم: «نه»
گفت: «تا حالا با یه دختر خوشگل قرار گذاشتی؟»
گفتم: «نه»
گفت: «تا حالا غذای فرانسوی خوردی؟»
گفتم:«نه»
گفت: «تا حالا یه هفته مسکو موندی خوش بگذرونی؟»
گفتم: «نه»
گفت: «خاک بر سرت، تا حالا زندگی کردی؟»
گفتم: «آره…نه…نمی دونم.»
ویلان همین طور نگاهم می کرد، نگاهی تحقیر آمیز و سنگین، به نظر حالا که خوب نگاهش می کردم مردی جذاب بود و سالم. به خودم که آمدم ویلان جلویم ایستاده بود و تاکسی رسیده بود. ویلان سیگار برگی تعارفم کرد و بعد جمله ای را گفت که مسیر زندگی ام را به کلی عوض کرد،
ویلان پرسید: «می دونی تا کی زنده ای؟»
جواب دادم: «نه»
ویلان گفت: «پس سعی کن دست کم نصف ماه رو زندگی کنی!»


خودکار بیک تبدیل به موبایل بیک میشود

تلفن همراه جدیدی با عنوان “بیک فن” حاصل همکاری شرکت خودکارسازی بیک و اپراتور تلفن همراه اورنج از آگوست آینده در بازار فرانسه به فروش می رسد.

تلفن همراه ارزان “بیک فن” از ۷ آگوست در بازار موبایل فرانسه به فروش می رسد. “بیک فن” که تلفن همراهی با عملکردهای پایه است ثمره همکاری شرکت معروف خودکارسازی “بارون بیک” و اپراتور “اورنج” تله کام فرانسه است.
این تلفن ارزان که تنها ۴۹ یورو قیمت خواهد داشت در تمام اماکن عمومی از دکه های روزنامه فروشی، ایستگاههای مترو، فرودگاهها و سوپرمارکتها عرضه می شود.
این تلفن همراه ارزان مجهز به باتری قابل شارژ و یک سیم کارت با ۶۰ دقیقه پیش پرداخت استفاده است.
براساس گزارش کاتاوب، “بیک فن” تنها عملکردهای اصلی یک تلفن همراه یعنی ارسال و دریافت “اس ام اس” و تماس تلفنی را انجام می دهد.

مرجع خبر: خبرگذاری مهر


خسرو شکیبایی امروز صبح درگذشت

خسرو شکیبایی پس از سال‌ها نقش‌آفرینی در سینمای ایران، امروز جمعه، ۲۸ تیر، در سن ۶۴سالگی بر اثر سکته‌ی قلبی در بیمارستان پارسیان از دنیا رفت.‌
این بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران که سال‌ها با حمید هامون در فیلم «هامون» داریوش مهرجویی باورش کردیم و به خاطر این فیلم، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را در هشتمین دوره‌ی جشنواره فجر گرفت، سال‌ها بعد به خاطره فیلم «کیمیا»ی احمدرضا درویش، دوباره این سیمرغ را به خانه برد. او سومین سیمرغ خود را هم را برای بازی در نقش عادل مشرقی فیلم «سالاد فصل» فریدون جیرانی گرفت. از آخرین افتخارات شکیبایی هم دیپلم افتخار برای فیلم «اتوبوس شب» کیومرث پوراحمد بود.
خسرو شکیبایی که خاطره‌ی بازی‌اش را در فیلم‌های «کاغذ بی‌خط»‏، «یک‌بار برای همیشه» و مجموعه‌های تلویزیونی «مدرس»، «روزی روزگاری» و‏‏ «خانه‌ی سبز» از یاد نبرده‌ایم، کم‌تر اهل گفت‌وگو و مصاحبه بود و با بیان صمیمانه‌اش از خبرنگاران می‌خواست که از او توقع مصاحبه نداشته باشند و دلگیر هم نشوند.

ادامه مطلب را بخوانید »


ای زندگی سیرم ازت

‫ای خدا دلگیرم ازت
‫ای زندگی سیرم ازت
‫ای زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت

‫این غصه های لعنتی
از خنده دورم میکنن
‫این نفسای بی هدف
زنده بگورم میکنن

چه لحظه های خوبیه
‫ثانیه های آخره
‫فرشته مردن من
منو از اینجا میبره

ای خدا دلگیرم ازت
‫ای زندگی سیرم ازت
‫ای زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت
‫‫
‫چه ا‫عتراف تلخیه
‫انگار رسیدم ته خط
‫وقت خلاصی از همه است
ای دنیا بیزارم ازت